تلفظ:    

ترجمه به فارسی:

  • (از انجام کاری) بازداشتن 
  • (بی جرات یا اشتیاق شدن) کم دل شدن 
  • (روحیه را) تضعیف کردن 
  • برحذر داشتن 
  • تشویق نکردن 
  • توی ذوق کسی زدن 
  • جلوگیری کردن 
  • خود را باختن 
  • دلسرد كردن 
  • دلسرد کردن 
  • سرخورده کردن 
  • مایوس کردن 
  • منصرف کردن 
  • منع کردن 
  • ناامید شدن یا کردن 
  • نومید کردن یا شدن 
  • پشیمان کردن 
  • کم دل کردن 

معانی دیگر :

 
Deprive of courage or hope.
 
(transitive) To take away or reduce the courage of.
 
To take away or reduce the courage of
 
(transitive) To persuade somebody not to do something.
 
To persuade somebody not to do something

عبارات مشابه در فرهنگ لغت انگلیسی فارسی. (3)

discouragedدلسرد; دلسردشده; چشم ترسیده
discouragementبازداری; منصرف سازی; منع; جلوگیری; عامل دلسرد کننده; سبب نومیدی; نومیدی; ناامیدی; یاس; دلسردی; سرخوردگی; کمدلی
discouragingافسرده کننده; افسردگر; بازدارنده; منصرف ساز; مناع; جلوگیر; نومید کننده; یاس آور; دلسرد کننده

    نمایش صرف کلمات

جملات مثال "discourage"، حافظه ترجمه

add example
the enemy is discouraged from losing go hyunدشمن با از دست دادن گوهيون حسابي جا زده
This option forces a specific DPI value for fonts. It may be useful when the real DPI of the hardware is not detected properly and it is also often misused when poor quality fonts are used that do not look well with DPI values other than ‧ or ‧ DPI. The use of this option is generally discouraged. For selecting proper DPI value a better option is explicitly configuring it for the whole X server if possible (e. g. DisplaySize in xorg. conf or adding-dpi value to ServerLocalArgs= in $KDEDIR/share/config/kdm/kdmrc). When fonts do not render properly with real DPI value better fonts should be used or configuration of font hinting should be checkedاین گزینه ، مقدار مشخص DPI را برای قلمها تحمیل می‌کند. ممکن است زمانی مفید باشد که DPI حقیقی سخت‌افزار درست آشکار نشده است ، و همچنین هنگامی که از قلمهای با کیفیت پایین که با مقادیر DPI ، به غیر ازیا ‧ DPI زیبا به نظر نمی‌آیند استفاده می‌شود ، بلا استفاده می‌ماند. عموماً ، استفاده از این گزینه توصیه نمی‌شود. برای برگزیدن مقدار DPI مناسب ، در صورت امکان ، گزینۀ بهتری آن را برای کل کارساز X پیکربندی می‌کند) مثلاً DisplaySize در xorg. conf یا افزودن مقدار-dpi به ServerLocalArgs= در $KDEDIR/share/config/kdm/kdmrc (. هنگامی که قلمها با مقدار حقیقی DPI کامل پرداخت نشوند ، باید از قلمهای بهتر استفاده شود یا باید پیکربندی اشارۀ قلم بررسی شود
but shes always on nolas case, continually discouraging her viaاما مادر هميشه موضوع نولا را پيش ميکشه و دائما اون را مايوس ميکنه با اين
the buyeo soldiers will be extremely discouragedسربازاي بويئو بشدت بي روحيه و دلسرد ميشن
harry, there are some within the minister who would strongly discourage me for divulging what i am about to reveal to youهری ، یه چیزهایی هست که اون وزیر قویا از من خواسته تا یه مقدار خزئولات را بهت تحویل بدم
the da mul army is very discouragedارتش دامول خيلي دلسرد است
dont be discouragedخودت را لوس نکن
the soldiers will be discouraged to hear this even before the start of warسربازان از شنيدن اين خبر دلسرد خواهند شد حتي اگر جنگ شروع نشده باشد
this year isn't the only year so don't be discouragedامسال تنها سال برگزاری امتحان نیست برای همین دلسرد نشو
the progress, by the well of the progress it needs to be discouragedاما ميزان پيشرفت اين مدرسه ، دلسرد کننده هست
like we experienced in buyeo, no hardships can discourage our missionبا توجه به تجربياتي كه در بويه يو بدست آورديم هيچ سختي اي نمي تونه ما رو از ماموريتمون دلسرد كنه
they're trying to discourage our army and people through local warsآنها سعي مي کنند که ارتش ما را دلسرد کنند و مردم را به جنگ با يکديگر تشويق مي کنند
harry, some within the ministry would strongly discourage meهري ، يک مسائلي تو وزارتخونه پيش اومده که منو شديدا دلسرد کرده
if you get discouraged by a little hardship?اگر با سختي كوچيكي دلسرد بشي
yes, even the bold da mul army is discouraged because of the rumorبله ، حتي ارتش دامول به خاطر اين شايعه دلسرد شده است
all right, go ahead and be discouraged, you blind bastardباشه هر کاري دوست داري بکن توله سگ کور عوضي
don't be too discouragedخيلي نااميد نشو
the buyeo army will be discouragedاگر اونو براي كشتن داسو بفرستيد
discourageبي جرات ساختن
you were not defeated, so please do not be discouragedتو شكست نخوردي پس لطفا دلسرد نشو
you know, even though you had a discouraging day, rememberبدون ، اگرچه روز دلسرد کننده اي داشتي ، يادت باشه که
don't be discouraged. we've overcome a hurdle by developing an armor that cannot be piercedدلسرد نباشيد ، ما توانستيم آنها را شکست بدهيم و محافظ آنها را سوراخ کنيم
the hyeon to army is discouraged from several losses from jol bonهايون تو از کشته هاي بسيار از جول بون مي ترسند
captain jang and his men must be discouragedحتما فرمانده يانگ و افرادش سستي کردن
but i was discouraged!اما من رو دلسرد كردند
نمایش صفحه 1. یافت 26 احکام مطابق با عبارت discourage.موجود در 0.914 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.