ترجمه به انگلیسی:

  • buss   
    (verb   )
  • smooch     
    (verb, noun   )

معانی دیگر :

 
to kiss

    نمایش صرف کلمات

جملات مثال "بوس کردن"، حافظه ترجمه

add example
منظورم اينه كه ، اون شبيه بوس كردن خواهرم بودi mean, that was like kissing my sister
من اصلا حس بوس كردن كسي رو ندارمi don't feel like kissing anyone tonight
خب فکر ميکني من براي آرزوي موفقيت کردن ميتونم يک بوس کوچولو بهت بدمso, you think l could get a little kiss for good luck
بغل کوچیک ، بوس ، بوس ، بوس کوچیکlittle hug, kiss, kiss, little kiss
حق با توئه حالشو ببر بوس بوسyoure right, enjoy it. kisses
بغل ، بغل ، بوس ، بوسhug, hug, kiss, kiss
يكي منو بوس كنه! شب تحويل ساله يكي منو بوس كنه! شب تحويل سالهsomebody kiss me! it's midnight! somebody kiss me! it's midnight!
عاليه! همه همديگه رو بوس مي كنن من تنها كسي ام كه كسي منو بوس نميكنهperfect. so now everybody's getting kissed but me
من يک بوس ميخوام من بوس نميخوامi want a kiss. i dont want a kiss
خواهش ميكنم ، خواهش ، حالا ميتونن بوس بوس كننplease. please. now they can kisskiss
صوت با بیشینه کردن بلندی بدون ناهنجار کردن صدا ، به‌هنجار می‌کند. مؤلفه‌ها: روش: ۱: استفاده از یک تک‌نمونه برای نرم کردن تغییرات از طریق میانهٔ وزن‌دار استاندارد روی نمونه‌های گذشته (پیش‌فرض) ؛ ۲: استفاده از چند نمونه برای نرم کردن تغییرات از طریق میانهٔ وزن‌دار استاندارد روی نمونه‌های گذشتهNormalizes audio by maximizing the volume without distorting the sound. Parameters: method: ‧: use a single sample to smooth the variations via the standard weighted mean over past samples (default); ‧: use several samples to smooth the variations via the standard weighted mean over past samples
من مردها را بوس نميكنمl do not kiss guys
نميخوايد با يک بوس ، مهرش کنيدwould you like to seal it with a kiss
يه بوس بهم بدهgive me a kiss
و از دادن يک بوس بزرگه خيس عرق از من به خودت مطمئن باشand be sure to give yourself a big, sweaty ponyboy kiss from me
چيه شما فکر ميکنيد يک آدم ماچ و بوس دهنده با صندوقچه مخصوصش اومدهwhat you think kissinger came up with his own stuff
يه بوس به مابده. يالا. بيا بالا ، بيا بالاgive us a kiss. come on. up, up
من دارم با جويي حرف ميزنم باشه نه با تو مادر بوس کنi was talking to joey. all right, there, mother kisser?
آخرين بوس را بده ديگهfor one last kiss
يه معامله جديد يک بوس براي كليدهاyou did. kiss me for the keys
نه فقط يک بوسno just a kiss
! بايد يه بوس بديa kiss ought to do it
امّا اگر قول بدم ازت بوس يا کار ديگه اي نخوامbut if i promise not to try to kiss you or anything
باشه ، يک بوس بديدtheres an apple in there, and i want you guys to eat it
و از دادن يک بوس بزرگه خيس از عرق از من به خودت مطمئن باشand be sure to give yourself a big, sweaty ponyboy kiss from me
نمایش صفحه 1. یافت 5697 احکام مطابق با عبارت بوس کردن.موجود در 5.671 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.