ترجمه به انگلیسی:

  • rape     
    (Noun  ) (verb, noun   )
     
    act of forcing sexual activity
  • assault     
    (verb, noun   )
  • violation   
    (noun   )

جملات مثال "تجاوز جنسی"، حافظه ترجمه

add example
، آيا در هر لحظه از مقاربت جنسي عنصري از تجاوز حضور نداردln every act of coitus, is there not an element of rape
و ما در مرکز شير و عسل هستيم و پر از تاراج و تجاوز جنسيand were in the land of milk and honey and rape and pillage
يک تجاوز جنسي باشهthat can be construed as sexual harassment
و ‧ درصدي در تجاوز جنسيin sexual assault
محکوميت من بخاطر تجاوز جنسيmy conviction... on sexual assault
اون نميخواسته من از قتل فيلم بگيرم ميخواسته از انحراف جنسي دکستر فيلم بگيرمwhat she hired me to film wasnt murder, but incest
نه ، من وقتي درباره روابط. جنسي حرف ميزنيم ، ناراحت نميشمno, im not uncomfortable talking about sex, no
اينکه بدوني طرف مقابلت درباره روابط جنسي چي ميخواد از کجا بفهميknowing what your partner likes sexually. how do you find out
اون ميگه به غير از آميزش جنسي؛ مرد ، اصلاح خوبي هم انجام ميدهshe says besides the sex, the guy gives a pretty good haircut
و تو بچگي آزار جنسي نديده باشه ممکنه که يک سوژه جديد واسه کتابم داشته باشمand this girl wasnt abused, who knows, l might have a whole new book for you
، اه ، فقط يكي با اندامهاي جنسي بزرگah. only the really wellhung ones
ميدونستي شکلات قدرت جنسي را بالا ميبرهchocolates an aphrodisiac. did you know that
اون وضعيت بقيه زندگي جنسي شو روشن ميكنهit determines the rest of her life sexually
حالت بي عاطفگي تاسف باري بصورت بدي از تمايلات جنسي غربي ، داره ازش سوء استفاده ميشهinto a pathetic monstrosity of alienated western sexuality
قسمت حساس آلت جنسي زنانthe female clitoris
خودت ميدوني كه نصف كاركنان اينجا...عقده جنسي دارن بطوري كهbut then half of the hospital staff
ما يک ملت داراي علاقه جنسي هستيم ، كه در انكار زندگي ميكنيمwere a bisexual nation living in denial
درواقع اين زندگي جنسي سيسيل بود ؛ که داشتيم حرفشو ميزديمactually, it was cecils sex life that was on the table
من لغت شورت رو واسه اندام جنسي هم بکار ميبرمi use the word unmentionables for my genitals as well
رسوايي جنسي دفتر مايرز ميره براي پخشthe sex scandal in the mayors office for sweeps
جاکش ، متجاوز جنسيthe pimp. the rapist
بلوغ جنسي زمان دشواريهpuberty is a difficult time
اين لعنتي يک خلافكار جنسي ثبت شدستthis fuckers a registered sex offender
براي نوجوان ها ، داشتن انگيزه ي جنسي ميتونه خطرناك باشهfor teenagers, sexual intercourse can be dangerous
ميشه حرف زدن در موردن زندگي جنسي منو تموم کنينcan we just take my sex life off the table
نمایش صفحه 1. یافت 273 احکام مطابق با عبارت تجاوز جنسی.موجود در 0.524 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.