ترجمه به انگلیسی:

  • preposition   
    (Noun  ) (noun   )
     
    grammar: a type of word like "of, from, for, by"
  • prep       
    (noun, adjv   )

معانی دیگر :

 
preposition

جملات مثال "حرف اضافه"، حافظه ترجمه

add example
يک کلمه حرف اضافه بزني ميکُشمِتsay another word, and you're dead
من دارم يک مقداري آركون اضافه مي‌كنمim adding some acorns
، متاسفانه اون يک اضافه نداشتunfortunately, she did not have a plus one
فضاي تلف شده. هشت واحد اضافه. هرکه اين را طراحي کرده يک احمقهwasting space. eight extra units. whoever designed this is a moron
به اضافه اينکه من ديدم او کشته شدplus i had seen her killed
یابندۀ کاربرد، کاربردهای غیر KDE را روی سیستم شما جستجو می‌کند و آنها را به سیستم گزینگان KDE اضافه می‌کند. برای شروع ، » پویش « را فشار داده ، کاربردهای مورد علاقه را انتخاب و سپس » اعمال « را فشار دهیدThe application finder looks for non-KDE applications on your system and adds them to the KDE menu system. Click 'Scan ' to begin, select the desired applications and then click 'Apply '
کونگ فو ، سخت کار کردن و اضافه کاري براي بالاتر بردن مهارتkung fu. hard work over time to accomplish skill
اینجا را فشار دهید تا یک نوع پروندۀ جدید اضافه شودClick here to add a new file type
به شما اجازۀ تعیین یک کارساز خدمت نام دامنۀ جدید برای استفاده در زمان اتصال داده می‌شود. زمانی که اتصال بسته‌ می‌شود ، مجدداً مدخل خدمت نام دامنه حذف ‌خواهد شد. ‌ برای اضافه ‌کردن کارساز خدمت نام دامنه ، نشانی ‌اینترنتی کارساز خدمت نام دامنه را اینجا تحریر کنید وافزودن را فشار دهیدAllows you to specify a new DNS server to be used while you are connected. When the connection is closed, this DNS entry will be removed again. To add a DNS server, type in the IP address of the DNS server here and click on Add
حتما بايد اينو به منوي غذاهات اضافه کنيyou shouid definiteiy add that to your catering menu
ولی من نمیخوام که به پیچ و خم زندگیت اضافه کنمbut i dont want to screw your life up, too
فشار دهید تا پالایه‌ای جدید اضافه و پیکربندی شود‌Click to add and configure a new Filter
لازم است برای دریافت نامه ، حسابی در بخش شبکۀ تنظیمات اضافه کنیدYou need to add an account in the network section of the settings in order to receive mail
اما اون توي فکرم رفته بود،و من دائم وزنم اضافه ميشد،شروع کردم به پوشيدن روپوشbut it went to my head. i gained a lot of weight, started wearing jumpsuits
،دفتر تدارکات بذر اضافه داشت من هم آوردمشون اینجاfood services had extra seeds, so i brought them here
اگر اون رو به نوشیدنی ها اضافه کنی میتونی اون روif you add it to the drinks you can sell them
خيلي خوب ، وقت اضافه ضروري براي آبoh, yeah, the obigatory sushee stop
نسخه اصلي رو با صفحه هاي اضافه اشthe original manuscript with the extra pages
آنها گفتند نوشیدنی خوب و شیر سینه را هم به این اضافه کنیدthey said to add good liquor and breast milk to it
اين را توي ليستم اضافه ميکنمlnputting my todo list. really
اینجا را فشار دهید تا این رخداد واژۀ ناشناخته همین طور باقی بماند این عمل وقتی مفید است که واژۀ یک نام ، سرنام ، واژۀ بیگانه یا هر واژۀ ناشناختۀ دیگری باشد که می‌خواهید استفاده کنید ، ولی به واژه‌نامه اضافه نشودClick here to let this occurrence of the unknown word remain as is. This action is useful when the word is a name, an acronym, a foreign word or any other unknown word that you want to use but not add to the dictionary
بايد به نکاتت اضافه کني که. نميتوني بهش اعتماد کنيyoull want to make a note. you cant trust her
مقدار تفاوت بین تصویر محو و اصل که به اصل اضافه می‌شودThe value of the difference between the original and the blur image that is added back into the original
نه ، صبر كن صبحانه هم بهش اضافه ميكنيno. wait is breakfeast including
نمایش صفحه 1. یافت 4389 احکام مطابق با عبارت حرف اضافه.موجود در 0.826 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.