ترجمه به انگلیسی:

  • preposition   
    (Noun  ) (noun   )
     
    grammar: a type of word like "of, from, for, by"
  • prep       
    (noun, adjv   )

معانی دیگر :

 
preposition

جملات مثال "حرف اضافه"، حافظه ترجمه

add example
يک کلمه حرف اضافه بزني ميکُشمِتsay another word, and you're dead
در اضافه ، تا موقعي که گناهکار پيدا نشده تعصيلات کنسل ميشنin addition, as long as the criminal is at large, recess is canceled
اون خيلي مؤثر و دقيقه. بهش صبر را هم اضافه کن تا دقيقا خودش بشهhes efficient, hes precise. add resistant to that, and you got yourself a new watch
يه وزنه كوچك بايد بهش اضافه كنمit looks like god had some leftover skin when he was making elbow
هر دفعه که يک گرَمي برنده ميشه يک حرز بهش اضافه ميکنهevery time she wins a grammy, she adds a charm
عملی با همان نام و امضا از قبل وجود دارد. نمی‌توانید آن را دوباره اضافه کنیدAn operation with the same name and signature already exists. You can not add it again
ما اينو هم به معامله اضافه کرديمwe've included this with the purchase
چيزي نبود. فقط يه کم هواي اضافه تو دهنم بودnothing. just a little extra air in my mouth
و ممکنه يک چيز شخصي اضافه کنمand may i just add personally
و اگر شما کی های دیگری هم به آن اضافه کنید میشود جنگلif you add another ki to it, it becomes forest
برو که رفتيم رو خودم اضافه کردمi added the ''a go go. ''
اين مورد به آرشيو ما اضافه شده. تقريبا دو سال قبلcase was relegated to the archives two years back
لطفاً زبان دوم را اضافه کنید: ‌Please select a language
خب شايد به خاطر اينه که داري يه اضافه حقوق زياد ميگيريwell, maybe that's because you're getting a big raise!
بايد اضافه کنم که يک پسر خوشگل راl might add thats one finelooking boy
، به آخرش يک ينسک اضافه کردم. تا روسي به نظر بيادi added an insk at the end, made it sound russian
در فهرست شما نشانی وجود ندارد. اول از کتاب نشانی خود چند نشانی اضافه کنید ، سپس دوباره امتحان کنیدThere are no addresses in your list. First add some addresses from your address book, then try again
به اضافه مقدار بسيار زيادى گلوله‌with a whole lot of bullets
حتی اگه مقدار زیادی آب گلابی اضافه کنیمeven if we do put in more pear juice
الآن عيده ، و من نمي‌خوام به غم و غصه‌هات اضافه کنمlts new years. lm not going to add to your woes
حبس انجام شده، به اضافه ‧ سال مجازات تعلیقی و موافقت که اون کشور رو ترک نمی کنه.‏time served, plus ‧ years' probation and
ما ازين تفنگ مثل عصاي جادويي استفاده ميكنيم كه به دلايل بيشمارمون اضافه كنيمwe use this weapon as a lightning rod to bring countless more to our cause
پایشی را برای پرونده‌های برگزیده اضافه می‌کندAdds a watch for the selected files
فشار دهید تا پالایه‌ای جدید اضافه و پیکربندی شود‌Click to add and configure a new Filter
مقدار تفاوت بین تصویر محو و اصل که به اصل اضافه می‌شودThe value of the difference between the original and the blur image that is added back into the original
نمایش صفحه 1. یافت 4389 احکام مطابق با عبارت حرف اضافه.موجود در 1.402 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.