ترجمه به انگلیسی:

  • induced parturition   

جملات مثال "زایمان القایی"، حافظه ترجمه

add example
فرایند خوشایند یا ناخوشایند، اتفاقی طبیعی یا القاییDesirable or undesirable process, naturally occurring or induced
فرایندی خوشایند یا ناخوشایند، اتفاقی طبیعی یا القاییDesirable or undesirable process, naturally occurring or induced
قسمت زايمان فقط يه روزهthe birth part is just one day
زایمان در جزیره به چه شکل بود؟what was it like givingbirth on the island?
که اون طلسم مربوط به زایمان ملکه بوده؟that charm was related to the queen's delivery?
ولي از اينها گذشته تو جريان زايمان ‧ درصد احتمال پارگي دهانه مهتل وجود دارهwhich, by the way, has an ‧% chance of tearing
تو به ويتامينهاي قبل از زايمان نياز داريyou need prenatal vitamins
سرورم، گزارش شده است که بانو سوک وون درد زایمان دارندyour majesty, it is reported that lady suk-won is in labor
من پزشک داخلي هستم متخصص زايمان نيستمi'm an internist, not an obstetrician
فرمانده ، خانم زايمان کردندmaster, ma'am has given birth
عوارض بعد از زايمانpostpartum depression
اون ميگه کلير پيش کيته-. درد زايمان گرفتهhe says claire's with kate. she's in labor
و یکی از آنها، زایمان خیلی سختی بودand one of them was a very difficult delivery
ممکنه يه درد زايمان زودرس بهش دست بدهit could trigger an early labor
من تا هنگام زايمان اينجا ميمونم. ‏lll stay here until the birth
باید پیش از زایمان، بیماری را درمان کردthe illness must be treated first before the lady conceives
تاريخ تولدش ‧ روز بعد از زايمان منهher birth date is three days after my delivery
مادر واقعي بعد از زايمان ناپديد شدthe natural mother disappeared after delivery
بايد سريعا زايمان کنه...پس ببريدش اتاقهshe needs to deliver immediately so let's get
ايزابل توي بيمارستان نزديك درياچه است اونا دارند براي زايمان آمادش ميكننisabellas at lakeview hospital. theyre prepping her for delivery
حتي وقتي مادرش داشت زايمان ميکرد زير حمله دزدها بوديمeven at the moment her mother went in labor, we were under attack by bandits
من متخصص زايمان همسر برادر هم اطاقي شما هستمi'm your roommate's brother's ex wife's obstetrician
دارم زايمان ميكنم نه ، نه اينجاim gonna have my baby. no, not here
شرایط جنس ماده درست پس از زایمانThe state of a female just after she has given birth
کلير داره زايمان مي کنه ؟ کجا ؟ کجا ؟claire's having the baby? where? where?
نمایش صفحه 1. یافت 67 احکام مطابق با عبارت زایمان القایی.موجود در 0.224 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.