ترجمه به انگلیسی:

  • induced parturition   

جملات مثال "زایمان القایی"، حافظه ترجمه

add example
فرایندی خوشایند یا ناخوشایند، اتفاقی طبیعی یا القاییDesirable or undesirable process, naturally occurring or induced
فرایند خوشایند یا ناخوشایند، اتفاقی طبیعی یا القاییDesirable or undesirable process, naturally occurring or induced
تو به ويتامينهاي قبل از زايمان نياز داريyou need prenatal vitamins
ممکنه يه درد زايمان زودرس بهش دست بدهit could trigger an early labor
درست زمان قبل از زایمان وقتی که حیوان شیرده از شیردادن دست می‌کشد؛ برای دوره دارای آب و هوای خشک ببینید ""خشکسالی"" یا ""فصل خشک""Time just before parturition when a lactating animal ceases to give milk; for climatologically dry period see <‧> or
اين همون ميمونيه که قراره از زايمان فيلم ‌برداري کنهthis is the monkey i got to videotape the birth
من یه قوطی دیگه از اون ویتامین هایی که بهم دادی لازم داشتم، مال--مال قبل از زایمان.‏i needed another bottle of those vitamins you gave me, the--the prenatals
مواظب باشيد, ممكنه در حين زايمان...جلوي دهها نفر ادم غريبه يه دفعهyou'll fart, pee, puke and poop in front of ten complete strangers
درد زايمان ميتونه چند ساعت تا چند روز طول بکشهlabor could last anywhere from a few hours to a few days
و یکی از آنها، زایمان خیلی سختی بودand one of them was a very difficult delivery
اون موقع زايمان مردshe died in childbirth
مادرت در هنگام زایمان تو چگونه بود؟how was your mother when she delivered you?
اتاق زایمان الان آماده نیستthe delivery room isn't even ready
پاهای او حتی قبل از ماه زایمان آماس کرده بودher limbs were swollen even before the month of delivery
فرمانده ، خانم زايمان کردندmaster, ma'am has given birth
براي استفاده از جعبه زايمان وپاشيدنto use the kitty litter box and starts spraying the bizhub
عوارض بعد از زايمانpostpartum depression
او از دیروز صبح در حال زایمان استshe's been in labor since yesterday morning
ايزابل توي بيمارستان نزديك درياچه است اونا دارند براي زايمان آمادش ميكننisabellas at lakeview hospital. theyre prepping her for delivery
ولي از اينها گذشته تو جريان زايمان ‧ درصد احتمال پارگي دهانه مهتل وجود دارهwhich, by the way, has an ‧% chance of tearing
زایمان در جزیره به چه شکل بود؟what was it like givingbirth on the island?
شرایط جنس ماده درست پس از زایمانThe state of a female just after she has given birth
حتي وقتي مادرش داشت زايمان ميکرد زير حمله دزدها بوديمeven at the moment her mother went in labor, we were under attack by bandits
همونطور که حدس ميزنين اون دچار عوارض بعد از زايمان شدas you might imagine, she suffered severe postpartum depression
يعني به خاطر زايمانwhen she was being born
نمایش صفحه 1. یافت 67 احکام مطابق با عبارت زایمان القایی.موجود در 3.853 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.