ترجمه به انگلیسی:

  • induced parturition   

جملات مثال "زایمان القایی"، حافظه ترجمه

add example
فرایندی خوشایند یا ناخوشایند، اتفاقی طبیعی یا القاییDesirable or undesirable process, naturally occurring or induced
فرایند خوشایند یا ناخوشایند، اتفاقی طبیعی یا القاییDesirable or undesirable process, naturally occurring or induced
من متخصص زايمان همسر برادر هم اطاقي شما هستمi'm your roommate's brother's ex wife's obstetrician
که اون طلسم مربوط به زایمان ملکه بوده؟that charm was related to the queen's delivery?
شین بی، از آنها بخواه اتاق زایمان را آماده کنندshin-bi, ask them to prepare the delivery room
اون موقع زايمان مردshe died in childbirth
تو صندوق مخصوص زايمان گربه کوچولو جا کنمdirectly into murrays kitty litter box
اتاق زایمان الان آماده نیستthe delivery room isn't even ready
این امر خصوصا برای بچه صادق است از هر ده زایمان، نه مورد آن بسیار سخت خواهد بودit's especially true for the child ‧ out of ‧, it'll be difficult
مادرت در هنگام زایمان تو چگونه بود؟how was your mother when she delivered you?
عوارض بعد از زايمانpostpartum depression
و یکی از آنها، زایمان خیلی سختی بودand one of them was a very difficult delivery
قسمت زايمان فقط يه روزهthe birth part is just one day
وقتي نوزاد بود مادرش هنگام زايمان ميميرهwhen she was a baby, her mother died in the middle of things, so
من نمیدونم که به اون ربط داره... ولی مردم وقتی زمان زایمان ایشون ملکهi don't know if it's related, but people become sensitive
این بینی بودای سنگیه که لمس کردنش کمک میکنه زایمان راحتی داشته باشیthis is the nose of stone buddha touching it brings easy delivery
مواظب باشيد, ممكنه در حين زايمان...جلوي دهها نفر ادم غريبه يه دفعهyou'll fart, pee, puke and poop in front of ten complete strangers
او حتی دچار سکته ناقص شد، او به حدی...در خلال زایمان خونریزی کرد کهshe even had paralysis, she bled so much during the delivery
زایمان در جزیره به چه شکل بود؟what was it like givingbirth on the island?
مادرت در حين زايمان مردyour mother died giving birth to you
اگه بخواي تو اتاق زايمان بري. بايد اين مشکلت را حل کنيyou have to figure out if youre gonna be in the delivery room
کلير داره زايمان مي کنه ؟ کجا ؟ کجا ؟claire's having the baby? where? where?
درست زمان قبل از زایمان وقتی که حیوان شیرده از شیردادن دست می‌کشد؛ برای دوره دارای آب و هوای خشک ببینید ""خشکسالی"" یا ""فصل خشک""Time just before parturition when a lactating animal ceases to give milk; for climatologically dry period see <‧> or
من با اپراتور ‧ صحبت کردم.اونها يک تماس از دختري داشتند که درد زايمان داشتهi spoke to a ‧ operator who got a call from a girl in labour
دارم زايمان ميكنم نه ، نه اينجاim gonna have my baby. no, not here
نمایش صفحه 1. یافت 67 احکام مطابق با عبارت زایمان القایی.موجود در 0.557 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.