ترجمه به انگلیسی:

  • arable land   

جملات مثال "زمین قابل کشت"، حافظه ترجمه

add example
بافت سطحی که در گیاهان در واکنش به جراحات ایجاد می‌شود؛ قابلیت احیاءکنندگی آن برای کشت بافت به میزان قابل ملاحظه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیردSuperficial tissue developing in plants in response to wounding; its regenerative capacity is used considerably in tissue culture
بله ، ما مي تونيم در زمين هاي جديد کشت کنيمو به اونا بديمyes, we can cultivate new fields and give them out
کشت یک محصول واحد با ممانعت از سایر موارد استفاده از زمینCultivation of a single crop to the exclusion of other uses of land
وسط زمین کشت لوبیا رشد میکنه...و برای رفع عطش مفیدهin the middle of bean fields and are used to quench thirst
وقتي ازم خواستي که سبد بسازم و زمين رو کشت کنمwhen you asked me to make basket and cultivate a field
ولدمورت تمام اعضاي خانوادش را کشتvoldermort wiped out her entire family
اون هيچ وقت به کشت هاي تجاري جانگ هووا حمله نميکنهhe'd never attack jung hwa's merchant ship
این فیل را که اینجاس شما کشتین. نه ، پدرم کشت. ولی من هم بودمdid you kill this elephant here no, my father did, but i was there
يه ازمايش كشت خونبه همراه يه عكس سيتي اسكن با وضوح بالاi ordered blood cultures and a high-resolution ct
تقصير من بود او را بخاطر من کشتits my fault. killed her because of me
اگر نتونم بو يونگ رو نجات بدم حداقل هان دانگ رو خواهم كشتif i can't rescue bu young, i'm going to at least kill han dang
آکوزا خانوادشو تو توکيو کشت وقتي هفت ساله بود به چين فرستاده شدthe aqusa killed his family in tokyo. he was send to china when he was seven
کشت میکروارگانیسم‌ها برای بنیان نهادن فرایندی خاصCultures of microorganisms used to initiate a particular process
و يي دو هيونگ رو كشتand taken the life of yi do hyung
يعني به طور ساده ، براي کمک به انسانها بايد انسانها را کشت–so its basically kill people to help people.–no. thats not what i said
روباه ماده اونو کشتjade fox killed her
اونو کشت چون اون حامله بودhe killed her because she was pregnant
من فقط به اون نواری که برندا را کشت نگاه می کردمi just watched the same tape that killed brenda
اون مَرده اون زنه را كشتhe killed her
سعي ميکنم کشف کنم که چرا خدا شوهرم را کشتtrying to figure out why god killed my husband
يک سرباز نيروي دريايي را کشت و دو نفر ديگه را مجروح کردkilled ‧ marine and injured ‧ others
بافت حیوانی یا گیاهی که برای کشت یا پیوند در آزمایشگاه به کار برده شودAnimal or plant tissue used for in vitro culture or transplantation
ميدونم و حالا سوفي را هم کشتi know. and now he also killed sofi
خداوند ما ، مسيح ، اونو كشتthe christ god has killed it
و بعد اون هم خودش رو کشتand then he killed himself
نمایش صفحه 1. یافت 2750 احکام مطابق با عبارت زمین قابل کشت.موجود در 1.286 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.