ترجمه به انگلیسی:

  • bra     
  • brassiere     
  • corset   
    (noun   )
  • girdle   
    (verb, noun   )
  • jupe   
  • stay       
    (verb, noun, ijec   )

معانی دیگر :

 
bra
 
girdle
 
corset

جملات مثال "کرست"، حافظه ترجمه

add example
دکتر كاكس, ميخواستم بدونم-منكه ميگم برو براي خودت يه كرست بگيرdr cox, i was wondering...-i'd say you're about a b-cup
داد ، سفيد پوست مسافرخونه‌ي مانت کرست تو خيابون پنجمdodd, white guy, mount crest inn on fifth street
در اتاق ششم مسافرخونه‌ي مانت کرست واقع در خيابون پنجم هستمim at the mount crest inn on fifth street, room six
ما کسي رو ميشناسيم که تو خيابان پانوراما کرست پلاک ‧ زندگي کنه؟do we know anyone who lives at ‧ panorama crest?
بعدش که اونها ما رو با شرت و کرست ديدندso when they caught on that we were short and have breasts
هر كسي كه منتظر ، خمير دندودن كرست را بخره صورتش خندونهwell, its all smiles here in the crest kiss and cry area
مرد سفيد پوست ، Dodd. مهمانخوانه مونت کرست در خيابان پنجمdodd, white guy, mount crest inn on fifth street
سرانجام آپارتمان قبلي ات شماره تلفني در کرست ويوو بهم دادfinally your old apartment gave me some crestview number
مرد سفيد پوست ، Dodd. مسافرخونه‌ي مونت کرست در خيابان پنجمdodd, white guy, mount crest inn on fifth street
نمایش صفحه 1. یافت 9 احکام مطابق با عبارت کرست.موجود در 0.15 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.