ترجمه به انگلیسی:

  • dresser   
    (Noun  ) (noun   )
     
    bedroom furniture
  • cabinet   
    (noun   )
  • closet       
    (verb, noun, adjv   )
  • wardrobe       
    (noun   )

جملات مثال "کمد"، حافظه ترجمه

add example
و يک کمد خيلي خوبa wardrobe that was getting very respectable
كسي كه ما رودي رو ازش خرديديم اونو تو يه كمد پر از كلاههاي قديمي نگه ميداشتthe guy we bought him from kept him in a box full of old hats
يه ژاکت توي کمد دارم که سه ساله اونجاستive a jacket in the wardrobe. its been there three years
فكر ميكنم كه اونا را توي اون كمد گذاشتهi think hes got them in his cabinet there
ولي اونا مثل لباسهاي كمد ، آويزون شده بودنbut they were on hangers, like costumes, you know?
آره، کشوي پاييني تو کمد پشت سرتuh, yeah. bottom drawer. in the cabinet behind you
بايد چند تار از موهاشون را بكنين و خودشون را توي كمد جاروها قايم كنينhide them in the broomstick cupboard and pull out a few of their hairs
ميتوني يه نفرو تو كمد خونه ات مخفي كني وyou ought to be able to keep a man tucked away in the closet
اين چمدونها را بذار توي كمدput it in there, in the wardrobe
من ميخوام يک چيزي از کمد بردارم منم همينطورi want to get something off my chest. me, too
شايد نشنيدي چي گفتم بايد اون كمد را ببينيمmaybe you didnt hear me, we need to see that locker
توي كمد چيه يک چيزwhats in the drawer stuff
اون يارو که تويِ کمد بود مگه زيردستِ تو نبود؟but we ain'tgot no choice
اينارو ببر توي كمد اتاق خواب ولي خوب ارزون خريدمشونput the degas in the bedroom. at least they were cheap
ما ، هداياي كريسمسم را تو كمد جا گزاشتيم اين ويروس درحال تغيير مرگ آورهweve left my christmas presents in the closet. this mutating virus is a lethal enemy
ما ، هدایای كریسمسم را تو كمد جا گزاشتیم این ویروس درحال تغییر مرگ آورهweve left my christmas presents in the closet. this mutating virus is a lethal enemy
اونم وقتي که همه اونا توي کمد مخفي شده بودنwhile they hid in the closet
توی یه کمد آویزونشون کردم.‏hung 'em in a closet
تکون دادن يک کمد يعني دزدي بانک خفه شوmoving a cabinet is robbing a bank shut up
بعد هم به كمد حمله مي‌كنهthen stormed the closet
مربي من كاراگاه لي هستم ما كليد كمد سويانگ را دارمteacher, my name is inspector lee. we have a key to soo yungs locker
کجا گذاشتينش تو کمدand you put them in the closet
اونا تورو با اون کمد ديدنthey saw you with the cabinet
،بگو که باز نرفتي تو کمدtell me you're not in the closet
کمد رو باز کنopen the cabinet
نمایش صفحه 1. یافت 43 احکام مطابق با عبارت کمد.موجود در 0.17 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.