ترجمه به انگلیسی:

  • dresser   
    (Noun  ) (noun   )
     
    bedroom furniture
  • cabinet   
    (noun   )
  • closet       
    (verb, noun, adjv   )
  • wardrobe       
    (noun   )

جملات مثال "کمد"، حافظه ترجمه

add example
توي كمد من يهش گفتم ، پيشنهاد بدي بودin the closet i told him it was a bad idea
اونا تو را با اون کمد ديدنthey saw you with the cabinet
ولي اونا مثل لباسهاي كمد ، آويزون شده بودنbut they were on hangers, like costumes, you know?
شايد نشنيدي چي گفتم بايد اون كمد را ببينيمmaybe you didnt hear me, we need to see that locker
هديه هاي كريسمسم را توي كمد جا گزاشتينyou left my christmas presents in the closet
قبل از اين که به کمد برسه لهش کنمbefore it reached the wardrobe
توی یه کمد آویزونشون کردم.‏hung 'em in a closet
ميتوني يه نفرو تو كمد خونه ات مخفي كني وyou ought to be able to keep a man tucked away in the closet
اين چمدونها را بذار توي كمدput it in there, in the wardrobe
با بلایی که سر من آورده، ممکنه بن رو هم توی کمد اونجا حبس کرده باشه.‏for all i know, they could've locked ben up in the closet, too
تکون دادن يک کمد يعني دزدي بانک خفه شوmoving a cabinet is robbing a bank shut up
اينارو ببر توي كمد اتاق خواب ولي خوب ارزون خريدمشونput the degas in the bedroom. at least they were cheap
اگه حوله لازم داشت تميزش توي کمد هستif she needs towels, there are clean ones in the closet
فكر ميكنم كه اونا را توي اون كمد گذاشتهi think hes got them in his cabinet there
بعد هم به كمد حمله مي‌كنهthen stormed the closet
من ميخوام يک چيزي از کمد بردارم منم همينطورi want to get something off my chest. me, too
کمد رو باز کنopen the cabinet
برو توي كمد اون دوست نداره كسي تو محل زندگيش باشهliving space what the hells living space
آره، کشوي پاييني تو کمد پشت سرتuh, yeah. bottom drawer. in the cabinet behind you
همين حالا بگين كمد سويانگ كجاستwe need see soo yungs locker right now
مربي من كاراگاه لي هستم ما كليد كمد سويانگ را دارمteacher, my name is inspector lee. we have a key to soo yungs locker
بايد چند تار از موهاشون را بكنين و خودشون را توي كمد جاروها قايم كنينhide them in the broomstick cupboard and pull out a few of their hairs
چند تا مرد امروز صبح اومدن اونا تفنگ داشتن اونا كمد راsome men came here this morning, they had guns. they emptied
توي كمد چيه يک چيزwhats in the drawer stuff
،بگو که باز نرفتي تو کمدtell me you're not in the closet
نمایش صفحه 1. یافت 43 احکام مطابق با عبارت کمد.موجود در 0.176 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.