ترجمه به انگلیسی:

 
(vulgar) to fuck (with a female or male as subject and a male as indirect object; literally, to give ass)

جملات مثال "کون دادن"، حافظه ترجمه

add example
فقط جعبه‌ي كون هستشthere's an ass box
اون کون گنده روي برانکارد را ببينtake a look at that skin dick fuckass on the stretcher
واند از كون تو مواظب بود. همه ما مواظب بوديمwander has you use,that we all have
من بهت گفتم که ريموند يک کون گشاد ميشه. گفتمi told you raymond was gonna get his ass beat. i told you
احترام به پرستشگاه کونhomage to the rear temple
اين كون ده از همه پليسها بيشتر كار ميكنه. ولي به من بي احترامي ميكنينthis ass has only workedand the only thing you do is verachten me
وقتي باد داره بين پشماي کون ماهيچه ايت ميوَزه ، ميخوام حسش کنيi want you to feel the wind blowing through the hair of your fine muscular ass
اين يارو کون مستي را پاره کردهthis guys fuckin� drunker than hell
پس چرا با من شروع نمی کنی کون گنده سلطنتیwell, then why dont you just start with me your royalassness
همه مون بايد کون هامونو دست بکشيمwe all got thumbs up our asses
اين شما و اين هم کون تپليand it�s fat ass by a nose
تا حالا در مورد يک چيزه خوش مزه که بايد از کون رئيست بخوري با خبرت کردمdo i tell you what flavor of jam to eat out of your bosss ass
هي ، تو رمبو ‧ يارو كون گنده تك نفره از پس همه بر ميومد تو رمبو ‧ يک تيكه گوشت بزرگ شده بودhey, man, you know how in rambo i,he was big but a little puffy
كون گنده اينجا من نيستم كهim not the one with a fat ass around here
به هرحال بايد اين را قبول کني. اون کون خوشگلي دارهyou gotta admit though shes got a nice ass
!يا ميتونيم کون برهنه برقصيم و سرود بخونيم!ميدونيد که! با چماقor we can chant and dance around naked, you know, with sticks
بانو رئيس کون پيشنهاد شما رو قبول ميکننmadam, chief kwon will accept your offer
ببين كون پاره ، من سرم خيلي شلوغه چرا گورت را گم نميكني بريlook, fuckstick, im incredibly busy,so why dont you get the hell out of here
بالاخره قبول کردي. اون دختره کون خوشگلي دارهyou gotta admit though shes got a nice ass
يا اينكه ميترسيديد اون كون گنده چاقتون از سرما يخ بزنهor were you too afraid to freeze your big fat ass off
با يک هيکل تميز از کون گرفته تا سينهwith a perfectly proportioned asstobreast ratio
آقاي کون، چه غلطي داري مي کني؟butt guy, what are you doing?
حالا كون مسخره ات را بزار اينجاnow get your gooy butt over here
دو سال بعد دوازدهمین سال فرمانروایی یونسان کونyears later ‧th year of yeonsan-kun's rule
من تو را نميشناسم ولي اين کار تو مثل اين ميمونه که سنباده بکشي به کون منi dont know about you, but thatd put some sandpaper up my ass
نمایش صفحه 1. یافت 1451 احکام مطابق با عبارت کون دادن.موجود در 1.168 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.