ترجمه به انگلیسی:

 
(vulgar) to fuck (with a female or male as subject and a male as indirect object; literally, to give ass)

جملات مثال "کون دادن"، حافظه ترجمه

add example
به هرحال بايد اين را قبول کني. اون کون خوشگلي دارهyou gotta admit though shes got a nice ass
و کون يک موريانه را در تهران بزنيمand stick it up the ass of termite in tehran
اگه يک وزغ بال داشته باشه به خاطر کون گنده‌ش نمي‌تونه پرواز کنهlf a frog had wings it wouldnt bump its ass hopping
مثل اين ميمونه که با دستت بزني در کون من و بگي حق با اوناست,باب ''maybe you meant to pat me on the ass and say, ''go get 'em, bob.''
کلي حال ميکنن وقتي کون منو ستايش ميکننhave had plenty of fun adoring my ass
و ، نه ، فاتوش من به زوهان کون ندادمand, no, fatoush, i am not tapping the zohan
!يا ميتونيم کون برهنه برقصيم و سرود بخونيم!ميدونيد که! با چماقor we can chant and dance around naked, you know, with sticks
امّا بعد از اون يک کون چاق رديف براش باقي موندbut then she went back to being a regular fatass
اين كون ده از همه پليسها بيشتر كار ميكنه. ولي به من بي احترامي ميكنينthis ass has only workedand the only thing you do is verachten me
فکر کنم اون عاليه ، خيلي هم باحاله کون بزرگي هم دارهi think shes great. i think shes hot. great ass
ولي ولي تو کون منbut but, my ass
موتون اون كون گوشتالوت را جمع و جور كن وmotown, get your detroit jukeboxjheri curl ass
حالا در کون اساطير کاتوليکي هستمnow im up to my ass in christian mythology
اگه منظورت يه اسب كون گنده س كه وسط جنگل وايساده ، آرهyou mean the big ass horse standing in the middle of the jungle? then, yeah
من كه نگفتم سوراخ ، اگر ميگفتم كونi didnt say hole. if i said ass
خدايه بزرگ يال کون گشاد بازي در نيارgood god come on, dont be such a tightass
من دقيقا ميدونم که تو يک تجربه بد کون پاره کن داشتيi know you just had a bad fucking trip
و ‧ ساعت یه مرد تو کون من تلمبه میزدso, i spent five hours with this guy ramming his dick up my ass
يه پير کون تو جشن شبانه جنده ي درشت هيکلold man at a highschool prom. husky bitch
حالا كون مسخره ات را بزار اينجاnow get your gooy butt over here
باشه اون کون بزرگت را بلند کنokay, get your ass in gear
شانس با گريک بود کون گريک را دست بکشpossible straight for the greek. possible thumb up the greeks ass
اين يارو کون مستي را پاره کردهthis guys fuckin� drunker than hell
وقتي باد داره بين پشماي کون ماهيچه ايت ميوَزه ، ميخوام حسش کنيi want you to feel the wind blowing through the hair of your fine muscular ass
خوبهمش همين کون گلابي بيا ماهيمونو بگيريمyeah. good. thats all that counts. smartass. lets fish
نمایش صفحه 1. یافت 1451 احکام مطابق با عبارت کون دادن.موجود در 0.462 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.