ترجمه "boda" به فارسی

عروسی, بیوگانی, جشن عروسی بهترین ترجمه های "boda" به فارسی هستند.

boda noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • عروسی

    noun

    El 1960 ens vam casar, però els seus pares no van voler venir a la nostra boda.

    سال ۱۹۶۰ ازدواج کردیم، والدین یونِس به عروسی ما نیامدند.

  • بیوگانی

  • جشن عروسی

    noun

    Quins principis bíblics han de guiar tant una parella que organitza la seva boda com els convidats?

    کدام اصول کتاب مقدّس در خصوص جشن عروسی باید راهنمای عروس و داماد و میهمانان باشد؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "boda"

اضافه کردن

ترجمه های "boda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه