ترجمه "bola" به فارسی
افسانه, توپ, حرف دو پهلو بهترین ترجمه های "bola" به فارسی هستند.
bola
noun
feminine
دستور زبان
-
افسانه
noun -
توپ
noun adjectiveAvi, ets el que li va ensenyar el truc de la bola de llum.
بابابزرگ ، تو کسي هستي که اون حقه ي شاخدار ِ توپ نور رو يادش داد.
-
حرف دو پهلو
noun
-
ترجمه های کمتر
- حکایت
- خبردروغ
- خلاف حقیقت
- داستان
- دروغ
- شایعات
- شرح
- قصه
- ناراستی
- وضع
- کذب
- کره
- گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bola" با ترجمه به فارسی
-
شیر توپی
-
مدل گلوله و میله
-
گوی
-
هفت گوی بلورین
-
منفی کردن
-
حلقه مهره اسیر
-
گلوله برف
-
آسیاب گلولهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن