ترجمه "bomba" به فارسی
بمب, قنبره, پمپ بهترین ترجمه های "bomba" به فارسی هستند.
bomba
noun
feminine
دستور زبان
-
بمب
nounCada segon, el Sol emet l’energia equivalent a l’explosió de centenars de milions de bombes nuclears.
این ستاره در هر ثانیه انرژیای معادل صدها میلیون بمب هستهای ساطع میکند.
-
قنبره
noun -
پمپ
nounUnkar Plutt va instal · lar una bomba de combustible aquí.
آنکار پلات يه پمپ سوخت اينجا کار گذاشته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bomba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bomba"
عباراتی شبیه به "bomba" با ترجمه به فارسی
-
بمب آتشزا
-
بمب نوترونی
-
بمب اتمی · بمب شکافت
-
بمب اتمی · بمب شکافت
-
بمبگذاری
-
فورک بمب
-
بمب هیدروژنی
-
دهل · کوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن