ترجمه "borratxo" به فارسی
مست, آدم مست, احمق بهترین ترجمه های "borratxo" به فارسی هستند.
borratxo
-
مست
adjectiveNo va ser el primer borratxo en aquell menjador, l'hi asseguro.
ميتونم بهت اطمينان بدم که اولين مست توي سالن غذا خوري نيستي.
-
آدم مست
Perquè era un borratxo i un ximple i no confio en els ximples borratxos.
چون اون یه آدم مست و احمق بود من به احمق های مست اعتماد ندرام
-
احمق
nounEn Robert era un boig borratxo, però no gaudia la crueltat.
" رابرت " يه مشروب خور احمق بود اما از بيرحمي لذت نمي برد.
-
ترجمه های کمتر
- ترشی
- جادو شده
- جاذب
- خمار
- مبهوت
- مسحور
- مسموم شده
- میخواره
- هوسباز
- پیان
- گرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " borratxo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "borratxo" با ترجمه به فارسی
-
فشفشه · کنایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن