ترجمه "buscar" به فارسی
جستجو کردن, جستجو, بیمار بودن بهترین ترجمه های "buscar" به فارسی هستند.
buscar
verb
دستور زبان
-
جستجو کردن
verbA la nit, desprès de treballar, navegava per internet buscant formes d'estudiar.
دیرهنگام، بعد از کار، او اینترنت را جستجو کرده و بهدنبال مکانی برای ادامه تحصیل میگردد.
-
جستجو
nounO potser estem buscant a una escala incorrecta.
شاید اصلاً ما در مقیاس غلطی جستجو میکنیم.
-
بیمار بودن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جستن
- درجستجو بودن
- نگران بودن
- پژوهش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buscar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "buscar" با ترجمه به فارسی
-
مزاحم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن