ترجمه "esport" به فارسی
ورزش, علم ورزش, اسپورت (گیاهشناسی) بهترین ترجمه های "esport" به فارسی هستند.
esport
noun
masculine
دستور زبان
-
ورزش
nounفعالیت انسانی
Perquè érem maldestres i rars i no podíem practicar esports!
به خاطر اينکه عجيب غريب بودي و نميتونستيم ورزش کنيم.
-
علم ورزش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esport " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Esport
-
اسپورت (گیاهشناسی)
عباراتی شبیه به "esport" با ترجمه به فارسی
-
بازیهای فکری
-
ورزش مبارزهای
-
ورزش تیمی
-
ورزشهای موتوری
-
ورزشهای مخاطرهآمیز
-
ورزش زمستانی
-
فهرست ورزشهای آبی
-
تیم ورزشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن