ترجمه "habitual" به فارسی
تکرار شونده, خوگرفته, زود زود بهترین ترجمه های "habitual" به فارسی هستند.
habitual
adjective
masculine
دستور زبان
-
تکرار شونده
adjective -
خوگرفته
adjective -
زود زود
adjective
-
ترجمه های کمتر
- سخت
- سر سخت
- عادی
- متداول
- مرسوم
- معتاد
- معمول
- مکرر
- همیشگی
- کینه آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " habitual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن