ترجمه "innocent" به فارسی
بیگناه, دستخوش, قربانی بهترین ترجمه های "innocent" به فارسی هستند.
innocent
adjective
masculine
دستور زبان
-
بیگناه
adjective nounPer què tanta gent innocent i tants animals pateixen tant?
چرا بسیاری از حیوانات و مردم بیگناه متحمل اتفاقات وحشتناکی میشوند؟
-
دستخوش
noun -
قربانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " innocent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن