ترجمه "purgatori" به فارسی
برزخ, وسیله تطهیر, پالایشی بهترین ترجمه های "purgatori" به فارسی هستند.
purgatori
noun
masculine
دستور زبان
-
برزخ
nounبرزخ (مسیحیت)
Potser, d'alguna manera, ets al purgatori.
شايد ، يه جورايي تو برزخ بودي
-
وسیله تطهیر
noun -
پالایشی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " purgatori " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن