ترجمه "quarantena" به فارسی

قرنطینه, محل قرنطینه بهترین ترجمه های "quarantena" به فارسی هستند.

quarantena adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنطینه

    noun

    M'han posat en quarantena a un traster lluny dels altres passatgers i del equipatje.

    من توی یه انبار و به دور از مسافرها و خدمه ی دیگه قرنطینه شدم

  • محل قرنطینه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " quarantena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "quarantena" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "quarantena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه