ترجمه "remot" به فارسی

خیلی دور, دور, دورافتاده بهترین ترجمه های "remot" به فارسی هستند.

remot
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • خیلی دور

    adjective
  • دور

    adjective noun adverb

    Assassinat per control remot, podria ser a 1000 kilòmetres d'aquí.

    قتل بوسيله ي کنترل از راه دور ميتونسته تا اون موقع 1000 مايل از اينجا دور باشه.

  • دورافتاده

    adjective

    En una remota ciutat minera d’Austràlia es van reunir unes 1.500 persones per a la projecció.

    در استرالیا، در یکی از شهرهای معدنی دورافتاده حدود ۱۵۰۰ نفر برای دیدن این نمایشنامه حضور یافتند.

  • راه دور

    Assassinat per control remot, podria ser a 1000 kilòmetres d'aquí.

    قتل بوسيله ي کنترل از راه دور ميتونسته تا اون موقع 1000 مايل از اينجا دور باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "remot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه