ترجمه "reportatge" به فارسی

سندی, مدرکی, مستند بهترین ترجمه های "reportatge" به فارسی هستند.

reportatge
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • سندی

    noun
  • مدرکی

    noun
  • مستند

    noun
  • گزارش

    noun

    El fotògraf Paul Nicklin va viatjar a l'Antàrtida per fotografiar un reportatge de foques lleopard.

    پل نیکلین به قطب جنوب سفر کرد برای گزارش تصویری درباره فُکِ پلنگی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reportatge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "reportatge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه