ترجمه "suborn" به فارسی

رشوه, رشوهخواری, اختلاس بهترین ترجمه های "suborn" به فارسی هستند.

suborn
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • رشوه

    noun

    Les visites no estaven permeses, així que la meva mare va subornar un treballador de l'hospital.

    هیچ ملاقات كنندهاى اجازه آمدن نداشت، اما مادرم به يك كارمند بيمارستان رشوه داد.

  • رشوهخواری

  • اختلاس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ارتشا
    • رشوه خواری
    • سواستفاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suborn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suborn" با ترجمه به فارسی

  • تطمیع کردن · رشوه دادن
اضافه کردن

ترجمه های "suborn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه