ترجمه "substitut" به فارسی
جایگزین, سرایدار, سرپرست بهترین ترجمه های "substitut" به فارسی هستند.
substitut
noun
masculine
دستور زبان
-
جایگزین
nounÉs un substitut patètic de segona categoria a la realitat... un vol deplorable de la vida.
جایگزین رقتبار درجه دویی برای واقعیت است-- پرواز رقتباری از زندگی است.
-
سرایدار
noun -
سرپرست
nounEm van nomenar superintendent de circuit substitut i col·laborava als congressos.
ما اجازه داشتیم به عنوان جانشین سرپرست حوزه خدمت کنیم و همین طور به فعالیتهای مربوط به کنگره بپردازیم.
-
ترجمه های کمتر
- قائم مقام
- مستحفظ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " substitut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن