ترجمه "osel" به فارسی
خر, الاغ, هالو بهترین ترجمه های "osel" به فارسی هستند.
osel
noun
masculine
دستور زبان
-
خر
nounNazval jsem tě oslem, protože se chováš jako osel, jako teď Dane.
من کله خر صدات می کنم هر موقع مثله کله خرا رفتار می کنی
-
الاغ
nounKaždý z vás přece v Sabatu odváže svého osla a odvede ho, aby mu dal napít.
هر یکی از شما در روز سَبت الاغ خود را باز نمیکند و برای آب دادن بیرون نمیبَرد.
-
هالو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "osel"
عباراتی شبیه به "osel" با ترجمه به فارسی
-
خر
-
اكوئوس آسينوس · الاغها · خر · خرها
-
خر وحشی آفریقایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن