ترجمه "plat" به فارسی

حقوق, hoquq, حقالزحمه بهترین ترجمه های "plat" به فارسی هستند.

plat noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

چکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حقوق

    noun

    Proto podnikatelé a korporátní lídři roky experimentovali se sdílením platů.

    برای همینه که رهبران کارآفرین و رئیسان برای سالها روی در میان گذاشتن میزان حقوق تحقیق کردن.

  • hoquq

  • حقالزحمه

  • ترجمه های کمتر

    • دستمزدها
    • دستمزدهای زمانی
    • نرخ دستمزد
    • ورقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plat" با ترجمه به فارسی

  • حقالزحمه · دستمزدها · دستمزدهای زمانی · نرخ دستمزد
اضافه کردن

ترجمه های "plat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه