ترجمه "Strand" به فارسی

ساحل, ساحل, کرانه بهترین ترجمه های "Strand" به فارسی هستند.

Strand
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    Nogle nye venner inviterede mig med på stranden.

    من دوستان جديدي پيدا کردم که منو به ساحل دعوت مي کردن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Strand " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

strand noun verb common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    Nogle nye venner inviterede mig med på stranden.

    من دوستان جديدي پيدا کردم که منو به ساحل دعوت مي کردن.

  • کرانه

    fladt område hvor land og vand mødes

  • دریاکنار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شن زار
    • پلاژ

تصاویر با "Strand"

اضافه کردن

ترجمه های "Strand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه