ترجمه "Tillad" به فارسی
اجازه, اجازه دادن بهترین ترجمه های "Tillad" به فارسی هستند.
Tillad
-
اجازه
nounTillad ikke unge eller uerfarne at færdes i områder med øget risiko for ulykker.
اجازه ندهید کارگران جوان یا ناآزموده داخل مناطق خطرناک شوند.
-
اجازه دادن
verbTillad ekstern bruger & kontrol af tastatur og mus
اجازه دادن به کاربر دور برای & کنترل صفحه کلید و موشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tillad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tillad
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"tillad" در فرهنگ لغت دانمارکی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای tillad در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Tillad" با ترجمه به فارسی
-
لیست مجاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن