ترجمه "Top" به فارسی
Top, تاپ, اوج بهترین ترجمه های "Top" به فارسی هستند.
Top
-
Top
Skjul områdeShow on Top
مخفی کردن ناحیهShow on Top
-
تاپ
Tøj
Mirror Master og Top er i gang igen.
بازم استاد آینه و تاپ هستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Top " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
top
noun
common
w
دستور زبان
-
اوج
nounMed andre ord, når vi engang kommer os igen vil vi bevæge os op mod toppen.
به عبارتی، وقتی اقتصاد از رکود خارج شد به اوج مصرف باز می گردیم.
-
بالا
nounJeg besluttede mig for, at jeg ville køre dig helt op til toppen!
تو ذهنم داشتم که با تو اين سربالايي رو ميرم بالا.
-
بالاترین قسمت
noun
-
ترجمه های کمتر
- بحران
- تارک
- راس
- سر
- قسمت بالایی
- قله
- مرتفعترین نقطه
- منتها
- نوک
TOP
-
تغییر فصل
noun -
قوه درک
noun -
مستخدم
noun
-
ترجمه های کمتر
- کارمند
- گاراژ
تصاویر با "Top"
عباراتی شبیه به "Top" با ترجمه به فارسی
-
دامنه سطحبالا
-
کوارک سر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن