ترجمه "bajonet" به فارسی
سرنيزه, سرنیزه, سرنیزه بهترین ترجمه های "bajonet" به فارسی هستند.
bajonet
noun
common
w
دستور زبان
-
سرنيزه
Det var en gammel bajonet fra hæren.
واضح تر بگم که در واقع اون يه سرنيزه قديمي ارتشي بوده
-
سرنیزه
Nogle brødre købte obligationer for at støtte krigen økonomisk, og der var endda nogle enkelte der drog ud i skyttegravene med geværer og bajonetter.
برخی برادران کمکهای مالی به دولت کردند و برخی حتی اسلحه و سرنیزه به دست گرفتند و به جنگ رفتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bajonet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bajonet
-
سرنیزه
Nogle brødre købte obligationer for at støtte krigen økonomisk, og der var endda nogle enkelte der drog ud i skyttegravene med geværer og bajonetter.
برخی برادران کمکهای مالی به دولت کردند و برخی حتی اسلحه و سرنیزه به دست گرفتند و به جنگ رفتند.
تصاویر با "bajonet"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن