ترجمه "bakke" به فارسی

تپه, kuh, بارگیر بهترین ترجمه های "bakke" به فارسی هستند.

bakke verb noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تپه

    noun

    Jeg hold øje med unge Elvis forberede sig mentalt på at komme op ad bakken.

    من الویس جوان را نگاه میکردم شروع کرد که خودش را از تپه بالا بکشد.

  • kuh

  • بارگیر

  • ترجمه های کمتر

    • سینی
    • طبق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bakke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bakke"

اضافه کردن

ترجمه های "bakke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه