ترجمه "balance" به فارسی

ترازنامه, تناسب, توازن بهترین ترجمه های "balance" به فارسی هستند.

balance
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازنامه

  • تناسب

    noun

    14 Når man læser om Israels udfrielse fra Ægypten, lægger man mærke til fire af Guds grundlæggende egenskaber som er i fuldkommen indbyrdes balance.

    ۱۴ بررسی رهایی اسرائیل از مصر چهار خصوصیت اصلی خدا را که در کمال تناسب از آنها برخوردار است آشکار میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " balance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Balance
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • توازن

    Da jeg arbejdede med at skabe balance mellem de blå og lyserøde farver

    در حالیکه روی توازن آبیها و صورتیها کار میکردم،

اضافه کردن

ترجمه های "balance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه