ترجمه "blodtransfusion" به فارسی
انتقال خون, انتقال خون بهترین ترجمه های "blodtransfusion" به فارسی هستند.
blodtransfusion
Noun
دستور زبان
-
انتقال خون
For Kumiko på 15 år var det den værst tænkelige løsning at behandle hendes dødelige leukæmi med blodtransfusion.
برای کومیکوی ۱۵ ساله، انتقال خون به جهت درمان سرطان خون که کشنده است، بدترین راهِ ممکن بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blodtransfusion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Blodtransfusion
-
انتقال خون
7 Blodtransfusion — hvor risikofrit?
۷ انتقال خون تا چه حد بیخطر است؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن