ترجمه "bly" به فارسی
سرب, sorb, قلع بهترین ترجمه های "bly" به فارسی هستند.
bly
noun
Noun
adjective
neuter
دستور زبان
-
سرب
noungrundstof med atomnummer 82
Vi skyder huller i dem og fylder dem med bly.
ما سوراخشون ميکنيم و با سرب پرشون ميکنيم.
-
sorb
-
قلع
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bly"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن