ترجمه "bo" به فارسی
زندگی کردن, املاک, حالت بهترین ترجمه های "bo" به فارسی هستند.
bo
verb
noun
neuter
دستور زبان
-
زندگی کردن
verbHvordan er det at bo i et hjemsøgt hus?
زندگی کردن تو یه خونه تسخیر شده چه حسی داره ؟
-
املاک
nounAt du foretrækker at blive alene ansvarlig for boet.
اينکه ترجيح ميدي که تنها مسئول کل املاک باشي ؟
-
حالت
noun -
ملک
nounFor ham, at risikoen er det lykkes os at spare mine penge, men ikke boet.
براي اون ، موضوع اينه که بتونيم پول منو نگه داريم نه ملک رو.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bo
proper
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bo" در فرهنگ لغت دانمارکی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "bo" با ترجمه به فارسی
-
بوئرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن