ترجمه "enhed" به فارسی
حجم, دستگاه, بلندی صدا بهترین ترجمه های "enhed" به فارسی هستند.
enhed
noun
common
دستور زبان
-
حجم
noun -
دستگاه
nounComandante, er du begyndt at søge efter denne eksplosive enhed?
فرمانده شما جستجو براي پيدا كردن دستگاه رو شروع كردين ؟
-
بلندی صدا
-
واحد
Det kan man nok ikke sige om enhed nummer tre.
فکر نکنم بتونم همچين چيزي در مورد واحد شماره سه بگم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enhed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enhed" با ترجمه به فارسی
-
وسیله سیار
-
واحدها
-
دستگاه جانبی
-
یکه موهومی
-
دستگاه ضبط
-
شایر
-
تقسیمات کشوری سابق
-
واحد نجومی · یکای کیهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن