ترجمه "prostitueret" به فارسی
جنده, فاحشه بهترین ترجمه های "prostitueret" به فارسی هستند.
prostitueret
adjective
verb
w
دستور زبان
-
جنده
noun -
فاحشه
nounHan gjorde det obligatorisk for prostituerede at bære tørklæde.
او فاحشه ها را مجبور کرد چادر بپوشند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prostitueret " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "prostitueret"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن