ترجمه "telt" به فارسی

چادر, توجه, خیمه بهترین ترجمه های "telt" به فارسی هستند.

telt noun neuter w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چادر

    noun

    Jeg sover i et telt på taget for at holde min temperatur nede.

    تو يه چادر نزديک سقف مي خوابم ، تا درجه حرارت بدنم رو ثابت نگه دارم.

  • توجه

    noun

    Derved blev de mindet om at folket på et tidspunkt havde boet i telte i ørkenen.

    برگزاری این عید برای آنان فرصتی بود که به مراقبت و توجه پدرانهٔ یَهُوَه فکر کنند.

  • خیمه

    noun

    Denne vækst gør det nødvendigt at ’udvide teltet’.

    برای منزل دادن این گروه ضرورت ایجاب میکند که ‹خیمه را وسیع گردانیم.›

  • گیان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " telt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Telt
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چادر

    noun

    Teltet står lige midt i lejren, og israelitterne bor i deres telte hele vejen rundt om det.

    چادر درست در وسط اردو است، و اسرائیلیان در اطراف آن در چادرهایشان زندگی میکنند.

تصاویر با "telt"

اضافه کردن

ترجمه های "telt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه