ترجمه "tilfreds" به فارسی
خرسند, خشنود, خوشنود بهترین ترجمه های "tilfreds" به فارسی هستند.
tilfreds
-
خرسند
adjectiveHan har prøvet dig og er tilfreds med dig.
او تو را امتحان کرد و از تو خرسند است
-
خشنود
Jeg frygtede ham meget og var sikker på at jeg aldrig ville kunne gøre ham tilfreds.“
فکر میکردم که خدا هراسناک است و هیچ وقت نمیتوانم او را خشنود سازم.»
-
خوشنود
adjectiveDe undgår alle former for hasardspil og øder ikke deres materielle værdier bort for at stille „lykkeguden“ tilfreds.
از این رو، از هر گونه قمار پرهیز میکنند و دارایی خود را برای خوشنود ساختن خدای «بخت» هدر نمیدهند.
-
ترجمه های کمتر
- راضی
- سیر
- قانع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tilfreds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن