ترجمه "vanskelig" به فارسی
صعب, دشوار, سخت بهترین ترجمه های "vanskelig" به فارسی هستند.
vanskelig
-
صعب
adjective -
دشوار
adjectiveJa, kampen kan være vanskelig, endda meget hård.
آری، این جنگ میتواند جنگی دشوار و حتی مشقتبار باشد!
-
سخت
adjectiveDu står måske ligesom Carol i en vanskelig situation der ikke ser ud til at blive bedre.
شما نیز ممکن است همچون کارول با مشکلاتی بسیار سخت که امیدی به بهبود آن نمیرود روبرو باشید.
-
مشکل
nounHvad vil hjælpe os hvis der opstår en vanskelig situation i familien?
چه چیزی به حلّ مشکلات خانواده کمک میکند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vanskelig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن