ترجمه "vedligeholdelse" به فارسی
مرمت, نگهداری بهترین ترجمه های "vedligeholdelse" به فارسی هستند.
vedligeholdelse
دستور زبان
-
مرمت
noun -
نگهداری
nounI følge ingeniørerne, skyldtes dét en ulykke under rutinemæssig vedligeholdelse.
یه نگهداری روزمره ، حادثه باعث شد که اونا رو دفع کنیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vedligeholdelse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vedligeholdelse" با ترجمه به فارسی
-
عیب یابی نگهداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن