ترجمه "vegetar" به فارسی
وژتارین, گیاه خوار, گیاهخوار بهترین ترجمه های "vegetar" به فارسی هستند.
vegetar
noun
common
دستور زبان
-
وژتارین
-
گیاه خوار
noun -
گیاهخوار
Egentlig burde en enkelt af disse kendsgerninger have været nok til at blive vegetar.
حقیقتا ,هر کدوم از این دلایل کافی بود که من گیاهخوار بشم.
-
گیاهخواری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vegetar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن