ترجمه "erdbeben" به فارسی

زمینلرزهها, زمینلرزه, زلزله بهترین ترجمه های "erdbeben" به فارسی هستند.

erdbeben
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمینلرزهها

    Unwetter, Wirbelstürme und Erdbeben bringen tödliche Überschwemmungen und verheerende Erdrutsche mit sich und hinterlassen eine Spur der Verwüstung.

    توفان، تندباد، گردباد و زمینلرزهها عامل بروز سیلهایی مخرّباند که ریزش زمین و ویرانیهای دیگری در پی دارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " erdbeben " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Erdbeben noun neuter دستور زبان

Heftige Erschütterung des Erdbodens, die von seismischen Wellen aus dem Epizentrum hervorgerufen wird

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمینلرزه

    noun

    خروج ناگهانی انرژی از پوسته زمین که باعث ایجاد موج میشود [..]

    In Japan gibt es dauernd Erdbeben.

    در ژاپن دائماً زمینلرزه وجود دارد.

  • زلزله

    noun

    Heftige Erschütterung des Erdbodens, die von seismischen Wellen aus dem Epizentrum hervorgerufen wird

    Ein heftiges Erdbeben geschah in Tokio.

    یک زلزله شدید در توکیو رخ داد.

  • زمین لرزه

    Er nutzt sogar ein Erdbeben, um einen Vorteil für sich rauszuholen.

    از زمین لرزه بعنوان فرصتی برای بد نام کردن استفاده میکنه

  • ترجمه های کمتر

    • زمینلرزهها
    • zamin-larze
    • zelzele
    • بومهن
    • لرزشهای زمین

تصاویر با "erdbeben"

عباراتی شبیه به "erdbeben" با ترجمه به فارسی

  • بومهن · زلزله · زمینلرزه
اضافه کردن

ترجمه های "erdbeben" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه