ترجمه "Mortality" به فارسی
مرگ و میر, بشریت, فناپذیری بهترین ترجمه های "Mortality" به فارسی هستند.
mortality
noun
دستور زبان
The condition of being susceptible to death [..]
-
مرگ و میر
The relationship between child mortality and family size.
ارتباط میان مرگ و میر کودکان و اندازۀ خانواده.
-
بشریت
noun" Humankind is the only virus cursed to live... " with the horrifying knowledge of its host's fragile mortality. "
" بشریت تنها ویروسی است که نفرین شده تا با ترس از نابودی حتمی میزبان خود زندگی کند "
-
فناپذیری
but the blood of being mortal flowed in her.
ولی فناپذیری مانند خون در رگهای بدنش جاری بود.
-
ترجمه های کمتر
- بشر
- آدمیزادگان
- میرایی
- میرندگی
- (مهجور) مرگ
- انسان ها
- شمار یا میزان شکست ها و ناکامی ها
- مرگ ومیر
- مرگ پذیری
- میزان (یا درصد) مرگ و میر (death rate هم می گویند)
- نرخ مرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mortality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Mortality" با ترجمه به فارسی
-
بطور کشنده · زیاد · سخت
-
مورتال کامبت
-
مرگ و مير رويان
-
جدول مرگ و میر · نمودار تلفات
-
گناه کبیره
-
مرگ و مير پيرازايماني
-
مرگ و مير روياني
-
افت تحصیلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن