ترجمه "Doble" به فارسی
دوبل, دوگانه بهترین ترجمه های "Doble" به فارسی هستند.
doble
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Dos veces la cantidad de. [..]
-
دوبل
El daño se presenta en forma de rotura de la doble cadena a través de la doble hélice.
خرابی یعنی جدا کردن رشته دوگانهای که در طول مارپیچ دوبل قرار گرفته.
-
دوگانه
Puede funcionar como un corredor de doble carga, tiene luz y ventilación.
میتوانست به عنوان راهرو دوگانه که نور روز و تهویه هوا را دارد، عمل کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Doble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Doble"
عباراتی شبیه به "Doble" با ترجمه به فارسی
-
اکسان گراو دوتایی
-
یک بام و دو هوا
-
اکسان اگوی دوتایی
-
تزویر · دورنگی
-
جفت ستاره
-
نمک مضاعف
-
جاسوس دوجانبه
-
آزمایش کور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن