ترجمه "aldea" به فارسی
روستا, آبادی, ده بهترین ترجمه های "aldea" به فارسی هستند.
aldea
noun
feminine
دستور زبان
grupo de casas echas de caña [..]
-
روستا
nounDespués lo envía a su casa, ya sanado, y le pide que no entre en la aldea.
پس از آن، عیسی او را راهی خانهاش کرد و به او گفت که به روستا برنگردد.
-
آبادی
nounasentamiento humano localizado en un área rural [..]
-
ده
nounSu hijo iba a hablar de esta aldea.
پسرشون ميخواست بره خبر اين دهاتُ. به همه جا بده و تابلومون کنه
-
ترجمه های کمتر
- دهکده
- قشلاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aldea " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن