ترجمه "amontonar" به فارسی
انبار کردن, انباشتن, انداختن بهترین ترجمه های "amontonar" به فارسی هستند.
amontonar
verb
دستور زبان
besos y caricias entre parejas [..]
-
انبار کردن
verb -
انباشتن
verb¿A qué alude el hecho de amontonar brasas ardientes sobre la cabeza de alguien?
آیا انباشتن اخگرهای آتش بر سر شخص به مفهوم انتقام گرفتن است؟
-
انداختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- توده کردن
- پنهان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amontonar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن