ترجمه "atrapar" به فارسی

به دام افتادن, به دام انداختن, تله انداختن بهترین ترجمه های "atrapar" به فارسی هستند.

atrapar verb دستور زبان

Atrapar y tocar a otro jugador en el juego de "la ere". [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • به دام افتادن

    verb

    Por ejemplo, el olor de una fogata podría evocar la memoria de estar atrapado en una casa en llamas.

    مثلا، بوی آتش میتواند خاطره به دام افتادن در یک خانه در حال سوختن را تداعی کند.

  • به دام انداختن

    verb

    Significa que será más difícil para la policía atrapar a los malos.

    پس پلیس برای به دام انداختن آدمهای بد به زحمت بیشتری خواهد افتاد.

  • تله انداختن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • دام
    • درشبکه نهادن
    • دستگیر کردن
    • ربودن
    • رشد پیدا کردن
    • محدود ساختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " atrapar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "atrapar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه