ترجمه "atributo" به فارسی
صفت, خواص, مشخصه بهترین ترجمه های "atributo" به فارسی هستند.
atributo
noun
masculine
دستور زبان
Característica distintiva de un objeto.
-
صفت
nounespecificación en informática que define una propiedad de un objeto, elemento o archivo
Por ejemplo, nos hablan de sus cuatro atributos principales: poder, justicia, sabiduría y amor.
برای مثال، این کتاب چهار صفت اصلی خداوند یعنی قدرت، عدالت، حکمت و محبت او را برای ما آشکار میسازد.
-
خواص
noun -
مشخصه
-
ویژگی
nounLa energía puede amplificar tus atributos físicos.
این انرژی میتونه ویژگی های فیزیکیت رو افزایش بده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " atributo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "atributo" با ترجمه به فارسی
-
حق شهرت
-
گواهی مشخصه دارای مزیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن