ترجمه "metal" به فارسی
فلز ترجمه "metal" به فارسی است.
metal
noun
masculine
دستور زبان
Material opaco cristalino usualmente de gran dureza y buena conductividad térmica y eléctrica.
-
فلز
nounmaterial abundante con ciertas propiedades
La herrumbre de un metal no se quita simplemente cepillándola.
فقط با پاک کردن زنگزدگی به وسیلهٔ یک برس، زنگار از فلز دور نمیشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "metal"
عباراتی شبیه به "metal" با ترجمه به فارسی
-
فلز واسطه
-
فلز بومی
-
فویل
-
فلز سنگین
-
سمفونیک متال
-
سمفونیک بلک متال
-
اسپید متال
-
جوشکاری با الکترود دستی پوششدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن