ترجمه "rezar" به فارسی
نیایش, دعا کردن, عبادت کردن بهترین ترجمه های "rezar" به فارسی هستند.
rezar
verb
دستور زبان
curar ciertas enfermedades a punta de brujerías
-
نیایش
nounMientras la Amada Princesa reza, la Chica de la Montaña va a luchar por su Belshazzar.
، وقتی شاهزاده-ی دلداده نیایش میکرد. دختر کوهستان بخاطر بل شَصَر خود ، به جنگ میرود
-
دعا کردن
verbA veces el teniente venía también. Aunque creo que sólo rezaba yo.
بعضي وقت ها ستوان دن هم ميومد ، هرچند دعا کردن رو به من واگذار مي کرد.
-
عبادت کردن
verb -
نماز خواندن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rezar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rezar"
عباراتی شبیه به "rezar" با ترجمه به فارسی
-
محمدرضا شفیعی کدکنی
-
محمدرضا شاه
-
صلات · عبادت · نماز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن